فارسی

شش فیلم از ایران که کارگران آمریکا و سراسر جهان باید ببینند

در اواخر مارس ۲۰۱۲، زمانی که ایران با تهدید حمله از سوی دولت اوباما روبه‌رو بود، وب‌سایت جهانی سوسیالیستی چشم اندازی دربارهٔ فیلم ایرانی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی منتشر کرد. یک ماه پیش از آن، این فیلم جایزهٔ اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را برده بود و نخستین فیلم ایرانی بود که به این افتخار دست می‌یافت.

چشم انداز وب‌سایت جهانی سوسیالیستی پرسید:

و آیا به‌زودی جنگی، به نام «مردم آمریکا»، بر پایهٔ این یا آن دروغِ آشکار، علیه ایران آغاز خواهد شد؟ آیا به‌زودی بمب‌ها و موشک‌های مرگبار آمریکا بر خیابان‌ها، ساختمان‌ها و انسان‌هایی که در «جدایی نادر از سیمین» می‌بینیم، فرو خواهند ریخت؟

ما افزودیم که امپریالیسم آمریکا و همپیمانانش

در حال برنامه‌ریزی برای نابودی ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای هستند، اقدامی که مستلزم مجازات جمعیت آن با مرگبارترین سلاح‌هایی است که تاکنون ساخته شده‌اند. آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها باید این فیلم [جدایی نادر از سیمین] را ببینند... باید مخالفت توده‌ای با تهدید جنگ علیه ایران شکل بگیرد. باید هر کاری انجام شود تا از این جنایتی که در برابر چشمان مردم تدارک دیده می‌شود، جلوگیری شود.

این دیدگاه امروز بیش از هر زمان دیگری حقیقت دارد. طبقهٔ کارگر آمریکا و جهان باید پیش از آن‌که میلیون‌ها نفر کشته شوند و یکی از تمدن‌های بزرگ جهان نابود شود، مانع جنگ امپریالیستی علیه ایران شود.

وب‌سایت جهانی سوسیالیستی به‌طور گسترده و در طی دوره‌ای طولانی دربارهٔ بسیاری از فیلم‌های برجستهٔ ایرانی که در پی انقلاب توده‌ای ۱۹۷۹ علیه رژیم منفور شاه مورد حمایت سیا، ساخته شدند، نوشته است. با وجود این واقعیت که آنچه در نهایت از انقلاب سر برآورد رژیمی بورژوا-ناسیونالیست به رهبری روحانیت، یعنی جمهوری اسلامی، بود، فیلمسازان ایرانی در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و پس از آن، برخی از هوشمندانه‌ترین و انسانی‌ترین آثار را خلق کردند.

و صرف‌نظر از تحول سیاسی بعدی یا سردرگمیِ سازندگانشان، فیلم‌هایی چون سلام سینما، بادکنک سفید، آینه، آفساید، زمانی برای مستی اسب‌ها، سیب، روسری‌آبی و زیر پوست شهر همچنان آثاری ارزشمند و انسانی باقی مانده اند.

در اینجا صرفاً به آثار دو کارگردان ایرانی اشاره خواهیم کرد: یکی از دوره‌ای پیش‌تر، عباس کیارستمی (۱۹۴۰-۲۰۱۶)، و دیگری از دوره‌ای جدیدتر، فرهادی (متولد ۱۹۷۲).

گرچه این آثار به‌هیچ‌وجه فهرستی جامع نیست، در اینجا شش فیلم از کیارستمی و فرهادی معرفی می‌شوند که تماشاگران در آمریکا و سراسر جهان باید آن‌ها را ببینند، همراه با پیوندهایی به نقدهای وب‌سایت جهانی سوسیالیستی و اطلاعاتی دربارهٔ چگونگی تماشای آنلاین آن‌ها در سال ۲۰۲۶. این فیلم‌ها تا حدی بینشی دربارهٔ مشکلات جامعهٔ ایران به دست می‌دهند و به تبدیلِ «شیاطین» و «تروریست‌های» ایرانی به انسان‌هایی بسیار شبیه به خودِ ما کمک می‌کنند.

سه فیلم از عباس کیارستمی

عباس کیارستمی در سال ۲۰۰۰ (عکس: دیوید والش)

در یادداشتی به مناسبت درگذشت او در سال ۲۰۱۶، دیوید والش، دبیر هنری وب‌سایت جهانی سوسیالیستی، نوشت که عباس کیارستمی «شاید مهم‌ترین فیلم‌ساز جهان» در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۷ بود.

والش ادامه داد:

در زمانی که رویگردانی فکری عمومی و چرخش به راست در محافل هنریِ «چپ» جهانی حاکم شده بود، کیارستمی یکی از معدود فیلم‌سازانی بود که دغدغهٔ مشکلات جوانان، فقرا و ستمدیدگان را حفظ کرد و افزون بر این، این مسائل را به شیوه‌ای از نظر هنری، تازه و نوآورانه مطرح ساخت. او عضوی از یک گرایش مهم در سینمای ایران بود که از ظرفیت انقلابیِ توده‌ایِ رویدادهای ۱۹۷۹ الهام گرفته بود.

والش برای نخستین بار در سپتامبر ۱۹۹۴ در تورنتو با کیارستمی مصاحبه کرد. آنچه در پی می‌آید بخشی از گفت‌وگوی آن‌هاست:

والش: شما انتخاب کرده‌اید که دربارهٔ مردم عادی، مردم فقیر، فیلم بسازید. این خود امروزه بسیار نادر است.

کیارستمی: من مصالح کارم را از پیرامونم می‌گیرم. وقتی صبح از خانه‌ام بیرون می‌آیم، با همان آدم‌هایی سر و کار دارم که پیرامونم هستند. در تمام زندگی‌ام هرگز یک ستاره، یعنی کسی را که روی پرده دیده باشم، ملاقات نکرده‌ام. و باور دارم که هر هنرمندی مصالحش را از آنچه پیرامون اوست به دست می‌آورد. انسان‌ها و مشکلات‌شان مهم‌ترین مادهٔ خام برای هر فیلمی هستند.»

کلوزآپ (۱۹۹۰)

کلوزآپ (۱۹۹۰)

آیا واقعاً فیلم دیگری شبیه «کلوزآپ» وجود دارد؟ همان‌طور که والش در یادداشتی در وب‌سایت جهانی سوسیالیستی در سال ۲۰۰۲ دربارهٔ کلوزآپ توضیح می‌دهد:

کیارستمی زمانی الهام گرفت این فیلم را بسازد که به خبری دربارهٔ جوانی به نام حسین سبزیان برخورد، کسی که خود را به یک خانوادهٔ طبقهٔ متوسطِ بالای تهران به‌عنوان محسن مخملباف، فیلم‌ساز شناخته‌شده، معرفی کرده بود. سبزیان اعتماد خانواده را جلب کرد و اعضای مختلف آن را متقاعد ساخت که می‌خواهد با مشارکت آن‌ها فیلمی بسازد. پس از افشای هویت و بازداشت، سبزیان متهم به زمینه‌سازی برای سرقت از خانه خانواده شد.

فیلم کیارستمی آمیزه‌ای خارق‌العاده از مستند و داستان‌ است. او اجازه یافت با سبزیان در زندان مصاحبه کند و از محاکمهٔ او فیلم‌برداری کند. اما شگفت‌انگیزتر از همه این بود که توانست همهٔ شرکت‌کنندگان را متقاعد کند که دیدارهای میان این شیاد و اعضای خانواده را بازآفرینی کنند. خانواده، بالاخره، فرصت بازی در یک فیلم را پیدا می‌کند، و سبزیان هم همین‌طور!

«کلوزآپ» را می‌توان در ویکی‌انبار (Wikimedia Commons ) با زیرنویس‌های انگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی و ایتالیایی تماشا کرد.

زندگی و دیگر هیچ (۱۹۹۲، که با عنوان «و زندگی ادامه دارد» نیز شناخته می‌شود)

زندگی و دیگر هیچ (۱۹۹۲)

در دومین بخش از سه‌گانه‌ای دربارهٔ شمال ایران، زندگی و دیگر هیچ، پدری — که ظاهراً کارگردانِ همان فیلمِ خانهٔ دوست کجاست؟ (۱۹۸۷) کیارستمی است — به همراه پسر خردسالش، پس از وقوع یک زلزلهٔ واقعی که بیش از ۵۰ هزار نفر را کشت، از تهران راهی می‌شوند تا دو پسری را پیدا کند که در فیلم قبلی بازی کرده بودند. زندگی و دیگر هیچ دیدارهای این دو را با بازماندگان مختلف ثبت می‌کند، که بسیاری از آنان تمامی اعضای خانوادهٔ خود را از دست داده‌اند.

بسیاری از دغدغه‌های اصلی کیارستمی در آن زمان در نمای پایانیِ طولانیِ زندگی و دیگر هیچ بیان می‌شوند، که باید دیده شود تا به اندازه کافی مورد تقدیر قرار گیرد. والش در سال ۱۹۹۵ در نقدی برای بولتن بین‌المللی کارگران (IWB)، سلف وب‌سایت جهانی سوسیالیستی، آن را چنین توصیف کرد:

دوربین این صحنه را [از فاصله‌ای دور] ثبت می‌کند: جاده‌ای خاکی به‌صورت زیگزاگ از دامنهٔ تپه‌ای شیب‌دار بالا می‌رود. مردی با جسمی سنگین بر دوش، در امتداد جاده پیش می‌رود. دو کودک بر فراز تپه ایستاده‌اند [که ممکن است همان دو پسری باشند یا نباشند که پدر و پسر در جست‌وجویشان هستند]. پدر و پسر تلاش می‌کنند با اتومبیل‌شان از تپه بالا بروند. نخستین تلاش‌شان شکست می‌خورد. راننده اجازه می‌دهد ماشین عقب برود، خارج از قاب دوربین، تا برای تلاش بعدی «سرعت بگیرد». بار دوم، ماشین با موفقیت از عهدهٔ این چالش برمی‌آید و از کنار مردی که بار سنگین را حمل می‌کند می‌گذرد، مرد با اشاره از آن‌ها می‌خواهد بایستند و او را سوار کنند. اما اگر کنار او توقف کنند، هرگز نخواهند توانست تا بالای تپه بروند. هنگامی که راننده به نقطه‌ای هموار می‌رسد، منتظر مرد می‌ماند. سپس با هم به‌سوی فراز تپه حرکت می‌کنند، جایی که دو کودک دیده می‌شوند.

زندگی و دیگر هیچ در یوتیوب و آمازون پرایم ویدئو در دسترس است.

زیر درختان زیتون (۱۹۹۴)

زیر درختان زیتون (۱۹۹۴)

باز هم از والش، این بار از نقدی که او در سال ۱۹۹۴ در IWB بر فیلم زیر درختان زیتون نوشت، که شاید شگفت‌انگیزترین اثر کیارستمی باشد، و در سال ۲۰۰۱ در وب‌سایت جهانی سوسیالیستی منتشر شد:

زیر درختان زیتون داستانی هم ساده و هم پیچیده دارد: یک گروه فیلم‌برداری در روستایی در شمال ایران هستند که بر اثر زلزله ویران شده است. بخش زیادی از جمعیت در کنار جاده و در سرپناه‌های موقت زندگی می‌کنند. ظاهراً دولت نمی‌خواهد یا نمی‌تواند رنج آن‌ها را کاهش دهد. نام فیلمی که گروه در حال فیلمبرداری آن است «و زندگی ادامه دارد...» — در واقع نام فیلم قبلی کیارستمی است که در همان روستا فیلمبرداری شده بود.

...

پرداختن به تفاوت‌های اجتماعی و سنگینیِ سنت‌های دیرپا، اعتراضِ سنجیده اما صریح به شرایط زندگی، سادگیِ روایت و دیالوگ‌ها، و شفافیتِ بازی‌ها — عناصرِ فیلم‌سازیِ کلاسیک‌اند. آدم در حضور یک استعداد خارق‌العاده قرار دارد.

زیر درختان زیتون به‌طور گسترده در دسترس است، از جمله در یوتیوب.

سه فیلم از اصغر فرهادی

اصغر فرهادی در سال ۲۰۰۹ [عکس از مانفرد ورنر / تحت مجوز CC BY-SA 3.0] [Photo by Manfred Werner / CC BY-SA 3.0]

جدایی نادر از سیمین (۲۰۱۱)

جدایی نادر از سیمین (۲۰۱۱)

دیوید والش در همان مقالهٔ چشم انداز پیش‌تر ذکرشدهٔ وب‌سایت جهانی سوسیالیستی دربارهٔ جدایی نادر از سیمین نوشت:

جدایی نادر از سیمین یکی از معدود روزنه‌ها به واقعیتِ زندگی در ایران را برای آمریکایی‌ها و دیگران در غرب فراهم میکند.  این فیلم، برخلاف بیشتر محصولات صنعت فیلم‌سازیِ آمریکا، اثری صریح و صادقانه است.

...

جدایی نادر از سیمین جامعه‌ای پیچیده و بسیار با فرهنگ را به تماشاگر نشان می‌دهد، جامعه‌ای که در آن، اگر بخواهیم صریح بگوییم، زندگی روزمره اغلب به شیوه‌ای متمدنانه‌تر از آنچه امروز در آمریکا جریان دارد، پیش می‌رود.

جدایی نادر از سیمین به‌طور گسترده در دسترس است، از جمله در یوتیوب و نتفلیکس.

فروشنده (۲۰۱۶)

فروشنده (۲۰۱۶)

تام کارتر در نقد فوریهٔ ۲۰۱۷ وب‌سایت جهانی سوسیالیستی بر فیلم فروشنده نوشت:

این فیلم اثری  چشمگیر و غنی است، از آن دست تجربه‌هایی که روزها بعد در ذهن مرور می‌کنید و جنبه‌های تازه‌ای را کشف می‌کنید که بازتاب‌دهندهٔ مضامین یا ایده‌های جدید هستند. مهم‌تر از همه، فیلم بر سرشت انسانی هر شخص — حتی و به‌ویژه شخصیت «شرور» — داستان تأکید می‌کند و پوچی و بی‌معناییِ انتقام‌جویی را برملا می‌سازد. 

در بحبوحهٔ کمپینی از سوی دولت آمریکا برای دامن‌زدن به تعصب و پیش‌داوری علیه ایرانیان — همراه با تهدید به جنگ علیه آن کشورِ بیش از ۸۰ میلیون نفری — چنین فیلمی بسیار مغتنم است.

 فروشنده را می‌توان در آمازون پرایم ویدئو تماشا کرد.

قهرمان (۲۰۲۱)

سحر گلدوست و امیر جدیدی در فیلم قهرمان

جوآن لوریه در نقد فوریهٔ ۲۰۲۲ وب‌سایت جهانی سوسیالیستی بر فیلم قهرمان نوشت:

فرهادی به مصائب قربانیان جامعهٔ ایران می‌پردازد. گرچه شخصیت‌های فیلم، فقیرترینِ فقرا نیستند، اما با وجود بهترین نیت‌هایشان، در چنگال شرایط تقریباً غیرممکن گرفتار شده‌اند. آن‌ها با تمام توان می‌کوشند تا بر موانع لاینحل غلبه کنند. در هر قدم، بیننده احساس می‌کند که زندگی برای افراد تحت فشار، از جمله بهرام، طلبکار عبوس، پاداش اندکی دارد. هیچ میزان تلاشی، خواه هرکول‌وار یا غیر آن، کافی نیست. رحیم‌های بی‌شماری به قعر جامعه — زندان بدهکاران — رانده می‌شوند.

قهرمان را می‌توان در آمازون پرایم ویدئو تماشا کرد.

این فیلم‌ها، از جمله، پادزهری برای تبلیغات وحشیانه و دیوانه‌وار دار و دستهٔ ترامپ-هگست هستند.

وب‌سایت جهانی سوسیالیستی صدای طبقهٔ کارگر و رهبری جنبش بین‌المللی سوسیالیستی است. ما کاملاً به حمایت خوانندگانمان خود متکی هستیم. لطفاً امروز کمک مالی کنید!

Loading