جذامِ بیگانگی از واقعیت، چهرهٔ تمامیِ انسانهای حاضر را مخدوش کرده بود…»[داستان دو شهر]
چارلز دیکنز در آستانهٔ انقلابِ کبیرِفرانسه، دربارهٔ اشرافِ فرانسوی چنین نوشت. این کلمات با همان اقتدار دربارهٔ شرکتکنندگانِ مراسمِ مدِ متِ ۲۰۲۶ نیز صدق میکنند. این نمایشِ سالانهٔ خودستایی، محفلی است که در آن الیگارشیِ آمریکایی و سرگرمکنندگانِ اجیر شدهِ آن گرد هم میآیند تا به ستایش از خود بپردازند. نسخهٔ ۲۰۲۶ این مراسم توسط جف بزوس، بنیانگذار آمازون و سومین مردِ ثروتمندِ جهان، مالک و بازوی اجراییِ سیاسیِ واشنگتن پست، به همراه همسرش لورن سانچز بزوس خریداری، تأمینِ مالی و اداره شد.
چکی به مبلغِ ۱۰ میلیون دلار، رقمی که در برابرِ ثروتی برآوردشده میانِ ۲۲۳ تا ۲۷۹ میلیارد دلار صرفاً خطای گرد کردنِ ارقام به حساب میآید، جایگاهِ «رؤسای افتخاریِ مشترک» را برای این زوج خریداری کرد. ثروتی که جف بزوس اکنون در قالبِ چنین ژستهایی خرج میکند، دلار به دلار از کمرهای شکستهٔ کارگرانِ انبارهایی استخراج شده است که برای رسیدن به سهمیهٔ کاریِ خود ناچار بودند در بطری ادرار کنند. در بیرونِ موزه، معترضان شعارِ «مراسمِ مدِ متِ بزوس را تحریم کنید» را بر پنتهاوسِ ۸۰ میلیون دلاریِ خانوادهٔ بزوس در پارک مدیسون اسکوئر افکندند. مهمانانِ مراسم، که در هیئتِ تصورِ خود از خویشتن لباس بر تن داشتند، ظاهراً متوجه نبودند که شرایطی که ثروتِ آنان را پدید آورده و شرایطی که آن اعتراض را برانگیخته، یکی و همان بودند.
ابتذال واژهای بیش از حد ملایم برای توصیفِ آنچه که بر فرازِ پلههای موزه رخ داد است، چرا که ابتذال بر نوعی سرزندگیِ زمخت دلالت دارد. مراسمِ سالِ ۲۰۲۶ نمایشی از انحطاطی چنان فروغلتیده در تقلید هجوآمیز خویشتن بود که آدمی نمیدانست آیا بخندد، استفراغ کند، یا در ایبِی به دنبالِ نسخهای کارآمد از اختراعِ دکتر گیوتین بگردد.
دوروتی پارکر، طنزپردازِ مشهور، زمانی با خونسردیِ طعنهآمیزی گفت: «اگر میخواهید بدانید خداوند دربارهٔ پول چه نظری دارد، به کسانی نگاه کنید که آن را نصیبشان میکند.» در اینجا چند نمونه است که درستیِ گفتهٔ پارکر را ثابت میکنند:
وارثِ یک امپراتوریِ تلویزیونِ واقعنما با لباسِ سفارشیِ سورئالیستی خانهٔ مدِ السا شیاپارل وارد شد، جامهای چسبان با نوکِ سینههای قالبگیریشده که زیرِ دامنی ساتن و پفکرده قرار داشت، دامنی که با ۱۰ هزار مرواریدِ باروک و ۷ هزار پولکِ ماهیِ دست نقاشیشده تزیین شده بود. بنا بر اذعانِ خودِ این خانهٔ مد، دوخت و سوزندوزیِ این لباس ۱۱ هزار ساعت زمان برده بود — معادلِ بیش از پنج سال کارِ تماموقتِ یک زنِ کارگر، آن هم فقط برای پوشیدهشدن در یک شب. خواهرِ بزرگترِ او نیز با سینهبند نارنجیِ فلزی که توسطِ یک هنرمندِ پاپِ بریتانیایی طراحی و در یک تعمیرگاهِ واقعیِ بدنهٔ خودرو تکمیل شده بود، با سوتینهای مخروطیشکلی الهام گرفته از طرحهای ژان پل گوتیه ظاهر شد.
یک خواننده پاپ، متولدِ میشیگان و بهقدرِ کافی بزرگسال که باید بهتر از این میدانست، با لباسی از سن لوران از پلهها بالا رفت، در حالی که زنانی با چشمبندهای نیمهشفاف او را همراهی میکردند. او کلاهی بر سر داشت که ناظران آن را به دکلِ کشتی تشبیه میکردند، شیپورِ برنجیای در دست حمل میکرد و دنبالهای از ردای ارگانزای بنفش را پشتِ سر میکشید، چنان عظیم که هفت نفر برای مهارِ آن لازم بودند. رسانه های دنیای مد، که کاملاً با تکلفهای اشرافمآبانهٔ این صحنه همنوا بودند، این زنان را «ندیمههای او» نامیدند. خود میزبان، همسرِ میلیاردری که سالِ گذشته سفری یازدهدقیقهای به لبهٔ فضا را با موشکِ نمایشی شوهرش خریداری کرده بود، با لباسی از برندِ شیاپارلی ظاهر شد که گفته میشود از مادام ایکس، اثرِ جان سینگر سارجنت، الهام گرفته شده است.
بیسلیقگی با بلاهت رقابت میکرد. بازیگری با قفسی بستهشده به پشتش. خوانندهای که درونِ پیکرهای مجسمهوار محبوس شده بود و بهسختی میتوانست در آن راه برود. لباسی از شنل که رسانههای خودِ کونده نست (Condé Nast)، با افتخار گزارش کردند که ۷۶۱ ساعت کارِ آتلیه صرفِ آن شده است. تمِ رسمیِ مراسم «هنرِ لباس» بود. اما تمِ واقعی پول بود، و اصلِ حاکم بر شب این بود که هیچ میزان از کارِ انسانی آنقدر زیاد نیست که نتوان آن را صرفِ چهار ساعت سرگرمیِ ثروتمندان کرد.
بهای یک صندلیِ تنها در مراسمِ مدِ مت ۲۰۲۶ که سالِ پیش ۷۵ هزار دلار بود، به ۱۰۰ هزار دلار افزایش یافته بود. هزینهٔ یک میزِ ۱۰ نفره ۳۵۰ هزار دلار بود. بدینترتیب، حدودِ ۴۰۰ مهمانِ مراسم تنها بابتِ بلیتها چیزی حدود ۴۲ میلیون دلار خرج کردند، رقمی که موزه آن را رکوردی تاریخی در جمعآوریِ کمکهای مالی اعلام کرد. ارزشِ خودِ این لباسها، که خانههای مد آنها را بهعنوان سرمایهگذاریِ تبلیغاتی در اختیار مراسم میگذارند و معمولاً بهایِ هرکدام به صدها هزار دلار میرسد، در این رقم محاسبه نشدهاند. طبق گزارشها، هزینهٔ تولیدِ لباسِ گوئو پئیِ ریحانا در سال ۲۰۱۵ تقریباً ۴ میلیون دلار بوده است. یک لباسِ واحد برندِ شیاپارلی بهتنهایی بیش از مجموعِ ساعاتِ کاریِ یک معلمِ مدارسِ دولتیِ نیویورک در طولِ سه سالِ کاملِ تحصیلی کار میطلبد، اما سپس فقط برای چهار ساعت پوشیده میشود، از آن عکس میگیرند و دوباره به همان آتلیهای بازگردانده میشود که از آن آمده بود. از نگاهِ طبقهٔ حاکمه، این به معنای حمایت از هنر میباشد.
کلِ این نمایش از سویِ رسانهها چنان پوشش داده میشود که گویی با یک مراسمِ رسمیِ حکومتی روبهرو هستیم. .نیویورک تایمز، واشنگتن پست، ووگ، شبکههای پخش و پلتفرمهای پخشِ آنلاینِ وابسته به آنها، بخشِ عظیمی از پوششِ خبریِ خود را به این رویداد اختصاص میدهند، پخشِ زندهٔ فرشِ قرمز برگزار میکنند، و هیئتهایی از مفسران رسمی را گرد هم میآورند تا تمِ سال را چنان تفسیر و تحلیل کنند که انگار رویدادی با اهمیتِ فرهنگیِ عمیق در حال وقوع است. سردبیرانِ مد دربارهٔ لباسِ چسبانِ لاتکس با همان واژگانی سخن میگویند که زمانی برای توصیفِ آثارِ مانه یا رنوار به کار میرفت.
شرایطِ بیرونِ محدودهٔ طنابهای مخملی از آنچه در درونِ آن جریان دارد جداییناپذیر است. در همان زمانی که دستیاران مشغولِ تنظیمِ لباس بودند، سامانهٔ پناهگاههای شهرِ نیویورک بیش از ۱۰۰ هزار نفر را در خود جای داده بود. در همان هنگام که بزوس چکِ ۱۰ میلیون دلاریِ خود را مینوشت، کارگرانِ انبارهای آمازون با نرخِ آسیبدیدگیای از پا درمیآمدند که از مجموعِ نرخِ آسیبدیدگی در باقیِ صنعتِ انبارداری بالاتر بود. در همان زمانی که آتلیهٔ شیاپارلی مشغولِ برشِ لباسِ میزبان بود، دولتِ ترامپ اعلام میکرد که ایالات متحده دیگر توانِ تأمینِ هزینهٔ مهدکودک، خدماتِ درمانی یا تأمینِ اجتماعی را ندارد، هرچند برای ماشینِ جنگیِ خود ۱٫۵ تریلیون دلار بودجه دارد . پیوند میانِ این دو جهان کاملاً واقعی است: ثروت به نمایش گذاشته شده در مراسمِ مدِ مت همان ثروتی است که طیِ چهار دهه جنگِ طبقاتیِ تحمیلشده از بالا انباشته شده است.
خودِ موزهٔ متروپولیتن، که در سالِ ۱۸۷۰ بنیان گذاشته شد و پاسدارِ معبدِ مصریِ دندور، آثارِ رامبراند و ورمیر و ال گرکو، و پنج هزار سال کارِ خلاقانهٔ بشریت است ــ اکنون به چیزی در حدِ دکورِ صحنه تنزل یافته است. بودجهٔ دولتی شاید تنها ۸ تا ۱۰ درصد از هزینههای عملیاتیِ آن را تأمین کند. باقیِ بودجه دقیقاً از سویِ همان اهداکنندگانی فراهم میشود که دوشنبهشب در مراسم حاضر شدند و انحطاطِ خود را به نمایش گذاشتند. و سپس خودِ بزوس را داریم. واشنگتن پست تحتِ مالکیتِ او اکنون عملاً به تشویقکنندهٔ رژیمِ فاشیستیِ دونالد ترامپ و جنگِ نسلکُشانهٔ آن بدل شده است. این اوزیماندیاسِ عصرِ مدرن بر جهان عربده میکشد: «منم بزوس، میلیاردرِ میلیاردرها، به کارهایم بنگرید، ای فانیان... و بالا بیاورید.»
مخالفتِ ساختگیِ پیرامونِ این مراسم، به همان اندازهٔ خودِ مراسم چندشآور بود. شهردارِ تازهمنتخبِ نیویورک، زهران ممدانی، کسی است که چشماندازش از یک آرمانشهرِ سوسیالیستی به پُر کردنِ چالههای خیابانهای شهر با آسفالت محدود میشود. او از نظرِ فیزیکی فاصلهاش را ازمراسمِ مدِ مت حفظ کرد، اما آن را محکوم نکرد. ممدانی غیبتِ خود را به بهانه «توان مالی» توجیه کرد، گویی مراسمِ مدِ مت صرفاً یک رستورانِ گرانقیمت بود، نه آیینی برای تجلیل از همان نظمِ اجتماعیای که او برای مقابله با آن انتخاب شده است. الکساندریا اوکازیو-کورتز، چند سال پیش، با حضور در این مراسم در حالی که لباسی با شعارِ «بر ثروتمندان مالیات ببندید» بر تن داشت، هنرِ ژستهای ریاکارانه را به سطحی تازه رسانده بود. این کار تلاشی بود برای انتقاد از ورسای، از جایگاهی بر سرِ میزِ ماری آنتوانت. امسال نیز سلبریتیهای گوناگون با اخم بیانیههایی علیهِ بزوس صادر کردند، اما در نهایت حضور پیدا کردند، مقابلِ دوربینها لبخند زدند، غذا خوردند و عکسهایشان را منتشر کردند.
مراسمِ مدِ مت آیینی است که هدفش پرزرقوبرق و به نوعی سزاوار جلوه دادن حاکمیتِ میلیاردرها است. پیامی که این نمایشِ القا میکند، در تنها زبانی که این طبقه هنوز روان صحبت میکند، چیزی جز تحقیرِ اکثریتِ عظیمِ مردمِ شهر نیست.
اما دربارهٔ گیوتین، اشارهٔ ما به آن صرفاً جنبهای طنزآمیز داشت. با این حال، پرسشی که این مقاله با آن آغاز شد، پرسشی واقعی است. ثروتمندانِ فاسد میتوانند کله های پوکِ خود را حفظ کنند، اما نه ثروتشان را. سلبِ مالکیت از ابرمیلیونرها و میلیاردرها یک ضرورتِ اجتماعی است. ایالات متحده تحتِ سلطهٔ یک طبقهٔ حاکمهِ الیگارشیک قرار دارد که به همان اندازه که ددمنش است، بیشرم نیز هست. این طبقه با رفتارش، موجودیتش را غیرقابلتحمل کرده است. جامعه بضاعت این ثروتمندان را ندارد. طبقهٔ کارگر باید آنها را از حسابهای بانکیشان جدا کند.
وبسایت جهانی سوسیالیستی صدای طبقه کارگر و رهبری جنبش سوسیالیستی بینالمللی است. ما کاملاً به حمایت خوانندگان خود متکی هستیم. لطفاً همین امروز کمک مالی کنید!
